سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

کلام پروردگار

وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او قرار می‌دهد، و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد، و هر کس بر خدا توکل نماید، خدا او را کفایت می‌کند، و خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، همانا خدا برای هر چیزی اندازه‌ای داده است این آیه‌های قرآن رو امروز دیدم و  بر معنای قشنگشون اعتقاد دارم . گفتم برات بنویسمشون :)
19 تير 1392

مسابقه نی نی شکـــمو

سلااام گلم . مامان جون تازگی‌ها نی نی وبلاگ مسابقه ای با موضوع نینی‌ها و غذا ـ(نی نی شکمو ) رو قراره برگزار کنه که می‌خوام عکس شما رو هم بدم :))) خلاصه دارم همه عکسایی رو که داشتی با غذا توی سنای مختلفت جمع می‌کنم تا یک عکس خوشگل برات بفرستم:))) قربون گل پسر خودم برم من . حالا کلی دیگه هم عکس داشتی اینا عکسای وبلاگیت بود سعی می‌کنم عکسای جدید و خوشگلتم جمع کنم و در نهایت یکیشو انتخاب کنم برات امروز روز قبل از شروع ماه رمضان هستش و من خیلی این ماه و دوست دارم میگن این ماه ماه مهمانی خداوند مهربون. خدای مهربون دوستت دارم و ازت سلامتی و خوشبختی و تمام چیزهای خوب و برای خودم همسرم پسر گلم و مامان ...
18 تير 1392

اومدن سپیده جون و عمه سارا، خونه دایی ناجی‌اینا

عشقم ببخش که دیر برات نوشتم. کلی عکس و خاطره دارم که برات بگم از 1 ماه گذشته . فعلا از روز 4 شنبه پیش یعنی12 تیر بگم که هم عمه سارا و هم سپیده جون دختر خاله من اومدن عمه سارا از لبنان و سپیده هم از کانادا . عصری بعد از سر کار رفتیم خونه خاله بشی من و سپیده و جون و دیدیم کلی خوش گذشت و یک کیک خشگل برات اوردن که تولد دوباره برات بگیرن و کلی ذوق بازی کردی :) سپیده هم کلی برات چیزای خوشگل اورده بود لباس میکی موس و تمام لوازم غذا و لباسای مهمونی با یک عینک و کراوات خیلی خوشگل و کلی شکلات . :) و اینم عکسات   همون روز عمه سارا هم از لبنان اومد:)))) راستی یک خبر خیلی خیلی خوب اونم اینکه عمه جون نینی تو دلش دارهه و همه از این خ...
16 تير 1392

این روزها

پسر قشنگم ،‌ که روز به روز بزرگ‌تر و شیرین‌تر می‌شی . باورم نمیشه که امروز یک سال و 28 روزه که خداوند مهربون شما رو به ما داده و من و مامان کرده. خدا می‌دونه که هر لحظه‌ای که می‌بینمت چقدر لذت می‌برم که بزرگ شدی و داری برای خودت مردی می‌شی:)))) تازگی‌ها همه جا سرک می‌کشی و همه چیزو می‌خوای امتحان کنی تمام وسایل روی میز توالت مامانو برمی‌داری و می بری دور خونه و آخر سر هم میزاری تو کشوی میز یا کشوی کمدت :) کنترل‌ها رو خیلی دوست داری و معمولا ما باید کل خون رو دنبالشون بگردیم. خاله چند روزی که مسافرته امروز مامی می گفت همه جا دنبال خالت می‌گردی توی اتاقش و توی اتاق ما...
28 خرداد 1392

برج میلاد

٥ خرداد یکشنبه برات وقت دکتر گرفتم که بریم چکاپ یک سالگیت(که خدارو شکر همه چیزت نورمال بود) و واکسنت بزنیم. اما به هر جا سر زدیم گفتن که ما فقط یک روز در هفته این واکسنو می‌زنیم که اتفاقا هیچ کدومشون روز یکشنبه نمی‌زدن. وقتی که من از دکترت پرسیدم دکترت گفت به خاطر تحریم هاست که یک روز فقط در شیشه‌ها رو باز می‌کنن و چون کم هستن و باید در یک روز استفاده بشن سیاست جدید ایجاب می‌کنه که فقط یک روز در هفته این کارو بکنن.:( خلاصه ما هم که یک روز مرخصیمون رو گرفته بودیم و از اون ورم به واکسن شما نرسیده بودیم  اول رفتیم سه تایی رستوران اقدسیه نهار خوردیم و بعدشم تصمیم گرفتیم که از اون روز نهایت استفاده رو بکنیم و بریم سه...
7 خرداد 1392

آیین گل غلتان

      آیین گل غلتان یکی‌ از رسوم سنتی مناطق مختلف شهرستان دامغان است که هم اکنون توسط اهالی شهر امیریه (دامغان) صورت می گیرد.   آیین گل غلتان برای نوزادانی که اولین بهار زندگی را می گذرانند اجرا می شود و بیشتر توسط مادر، خاله، عمه و مادربزرگ انجام می شود. اگر تولد نوزاد با فصل بهار و زمان رویش گل های محمدی مصادف شود، چند نفر از زنان فامیل برای چیدن گل، اول صبح به باغ و مزارع رفته و با ذکر صلوات و خواندن ابیاتی چون: همه کوه و کمر بوی تو داره یا محمد کدوم گل قامت روی تو داره یا محمد همون ماه ای که از کوه می زنه سر نشان طاق ابروی تو داره یا محمد به جمع آوری گل های محمدی برای اجرای مراسم گل ...
7 خرداد 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد